روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





20

يكشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۲۶ ب.ظ

ادمی که یک اتفاق تلخ در زندگیش افتاده باشد یک بار تا مرز بی تفاوتی و خنثی شدن نسبت به همه چیز پیش رفته باشددر دوست داشتن ادمها گاهی ترسو میشود...در شادترین لحظاتش یک غم عجیب و ارامی نشسته که باور ندارد شادمانیش ماندنی باشد که دوست داشتنی وجود داشته باشد حتی...از بس هر بار امید داشت و ناامیدش کردند از بس هر بار جواب اعتمادش بی اعتمادی شد ...ادمی که یکبار تا ته همه چیز را رفت و به بن بست رسید و پیش همه رسوا شد دیگر از ریسمان سیاه و سفید میترسد...بیشتر از خودش از یاد اوریه اشتباهش توسط بقیه میترسد...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۰
sa me

نظرات  (۱)

۱۱ آبان ۹۴ ، ۰۸:۳۵ میم مثل من ...!
سلام.
خدا بزرگه
توکل کنین و ترس به دلتون راه ندین، ان شاالله هرچه شادی پیش می آید برقرار و ماندنیست...
پاسخ:
سلام
هر چه از دوست رسد نیکوست...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">