روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





39

پنجشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۴، ۰۴:۲۲ ب.ظ

بودن تو دوراهی یه چیزه و موندن سر این دو راهیا یه چیز دیگه این روزا پر هستم از تضادها و پارادوکس هایی که نمیدونم باید چکار کنم باهاشون... نفرت و دوست داشتن و مهمتر از اون موندن یا نموندن ..........زندگی ای که خوشبخت و اروم پیش میرفت و بزرگ میشد با حساب عقل و عشق;کشیده شده به بیراهه ای که دست اندازها و دیوارهای فاصله بلندی داره که زدن بهشون و عبور ازشون چیزی ازش باقی نگذاشته ....یه نفس عمیق.....بیرون کشیدن گلیم این زندگی از اب پر تلاطمی که توش افتاده کار خیلی سختیه که نمیدونم تنهایی میشه یا نه .....گلیمی که سه طرف سنگینیش افتاده روی دوش من و یه گوشه اش هنوز نصفه و نیمه تو دست رضاست هر چند گوشه ای که اون فقط وظیفه خودش میدونه نه از روی محبت همسری و پدری...... خدایا حواست هست که من جز تو هیچ کسی را ندارم؟؟؟؟؟حواست هست که چقدر درمانده شدم؟؟؟؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۲۴
sa me

نظرات  (۲)

۲۴ دی ۹۴ ، ۱۶:۵۴ حرف دل !...
موفق باشید  ...
۲۶ دی ۹۴ ، ۱۱:۲۴ میم مثل من ...!
حواسش خوب جمع است. آنکه در این بزم مقرب تر است ....
پاسخ:
یک نفس عمیق.....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">