روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





51

سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۱۹ ب.ظ

تصمیم گرفتن سخته مخصوصا وقتی پای یه چیزایی مثل عشق و احساس و غرور و ...اینا در میون باشه........پای دوست داشتن زندگی کردن و موندن و مقاومت کردن ....


مجبورم از خیلی چیزا بگذرم ......


خدایااااااااااااااا کاش من عاقل  تر بودم کاش خیلی چیزا بودم ..............


پسرم و پسرم و پسرم ............


همیشه چیزایی که توی سطل اشغال هستند بدرد نخور و بدبو و زباله نیست ..گاهی مجبوری ...مجبورت میکنند که برای پنهان کردن یه چیزایی اونا را اشغال و بدبو جلوه بدی و بندازی توی سطل اشغالی که ........


گفتم میدونی چقدر دوستت دارم یا بنویسمش؟؟؟

گفت بنویسش..............


پس پسرم چی میشه.........


یه حس بد ....حس بد یه گناه .....


هنوزم هست بعدا مینویسمشون.................



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۰۶
sa me

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">