روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





۶۶

شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۰۳ ق.ظ

اسفند از همون شروعش قشنگه...

خونه تکونی و تمیزی و حذف همه غبارها از زندگی...

حس بوی بهار...

کاشتن بنفشه های کوچک...

و پر کردن گلدون با گلهای ظریف و قشنگ بهاری

دیدن ماهی گلی و سنبل توی هر دکه از خیابون

پایکوبی حاجی فیروز

شور قشنگ چهارشنبه سوری

اسفند یعنی کلی شوق و ذوق برای رسیدن به عید نوروز...

هیجان رفتن به پیشواز بهار...

اسفند یعنی یه سال دیگه شانس اینو داشتن

که تکاپوی مردم را توی شهر واسه شادیها دیدن

یعنی همون ماهی که اونقدر متنوع و قشنگه که چشم بهم بزنی گذشته

.

.

.

پی نوشت:دیروز تولد مهدی بود پسر اسفندیه ما

تب و گلو درد و درد سینه ...دوباره سرما خوردم...

کاش الان ۱۵ فروردین بود و ...

از اسفند و عید مدتهاست که دیگه خاطره ای غیر از تنهایی و انتظار ندارم دیگه ذوقی هم براشون ندارم قبل تر ها اسفند و عید از روزهای مورد علاقه من بودند ذوق اینکه همسرم چند روزی را با ما میگذرونه با هم هستیم و خیلی هم خوش میگذشت روزها را برام زیبا و دوست داشتنی میکرد اما الان به اسفند که میرسیم دلم میخواد یا زمان بایسته یا زودتر بگذره ...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۰۱
sa me

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">