روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





۶۹

يكشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۴۶ ب.ظ

ادامه نوشت پست ۶۷:

به بانک اطلاع دادم برای واریزی عجیب و غریب چون از خود پرداز پرداخت شده بود گفتن کمی پیگیریش طول میکشه ....اماااااا ...اماااااا....

حدودای ساعت ۱۱ صبح شوهر خواهر شوهر بزرگه با گوشی من تماس گرفتن و گفتن که حسابتونو چک نکردید شصتم خبر دار شد چی شده .....

من چون اینترنت دارم و کارای بانکی و کلاس زبان و مدرسه پسرم اعم از پرداختها و غیره را از طریق اینترنت انجام میدم و چون پسر و دختر خواهر شوهرام هم همون کانون زبانی که پسرم میره درس میخونن کارای ثبت نام و پرداخت شهریه را من انجام میدم براشون و اونا برای من چند روز بعد کارت به کارت میکنن مبلغ شهریه کلاس زبان ۱۵۰ هزارتومان هست فرد مذکور یعنی داماد خانواده بعد از اینکه من پسرشون را ثبت نام کردم برای ترم جدید پول را به کارت من واریز کردن اونمم چه پولیییییییییی ۱۵ میلیون تومن ...خلاصه که من با بانکم تماس گرفتم و گفتم فرد مذکور پیدا شده و ماجرا اینجوری بوده و پول را بهشون برگردوندم و قرار شد که ۱۵۰ هزار تومن به کارتم بریزن اماااااا ....امااااا

اینبار اقای داماد ۱۵ هزارتومان بجای ۱۵۰ هزار تومان واریز کردن که بسیااااار نشان دهنده پیر شدن ایشون و البته حواس پرتیشون هست و کلی هم ازش خندیدم .........

بازم تماس گرفتن و کلی عذر خواهی و مابقی پول را ریختن به حساب ....

به قول خواهر زادم مهدی :اینم از داستان امروزمون میبینی خالهههه

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۰۲
sa me

نظرات  (۱)

۰۲ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۵۲ میم مثل من ...!

عجب
:))))))
این هم خیری بوده
بالاخره چنین مسایلی اتفاق بیفتن خوبه. فکر آدم مشغول میشه و ...
خدا رو شکر حل شد
پاسخ:
اره دردسر پیدا کردن واریز کننده حل شد...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">