روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





۷۳

دوشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۴، ۰۹:۵۸ ب.ظ

میدونم نباید دست کم الان نباید ارامشمو از دست بدم میدونم یه چیزایی هست که میتونه نگهم داره میتونه بهم ارامش (؟؟)بده ...واقعا میتونه؟؟؟...خیلی بهم ریخته هستم شاید نوشتنش این حمله ناگهانی ترس را از دل و ذهنم بیرون کنه ولی این چیزا همش موقته ....چنان بهم میریزم گاهی که نمیتونم جمع و جور کنم دل و دستمو ...بغض گلو گیر و سیل اشک ...حتی اینا هم نمیتونه سرد کنه اتشی را که درون من داره زبانه میکشه ...کاش میتونستم کاری کنم نه برای خودم برای فکر و دل رضا ...کاش بامن حرف میزد کاش میومد کاش میفهمیدم داره تو دل و ذهن و روحش چی میگذره ...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۰۳
sa me

نظرات  (۱)

۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۰۸ میم مثل من ...!
:((
پاسخ:
:((

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">