روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





90

يكشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۲۳ ب.ظ

شیما ازم پرسید سارا خوشبختی ؟؟

با سوالش همه چیز اومد تو ذهنم از شب خواستگاری تا الان از خوشی ها و نا خوشی ها 

همه خاطرات خوب و بد و خاکستری 

وقتی همه اینا از ذهنم عبور میکرد یه ردپای قشنگ بوی خوش یه دست حامی را به وضوح میدیدم و حس میکردم خدا کسی که توی هیچ لحظه ای تنهام نگذاشته و همیشه هوامو داشته و خواهد داشت 

بهش گفتم ..

خیلی خوشبختم ....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۱۹
sa me

نظرات  (۲)

۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۲۸ چشم به راهم ...
الحمدالله
پاسخ:
الحمدلله
۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۲۸ میم مثل من ...!
خیلی عالی بود. آفرین بر شما
پاسخ:
لبخند....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">