روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





92

سه شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ

بعضی وقتا وجود یه دوست که بشه باهاش دو کلمه حرف زد خیلی لازمه ...الان از اون وقتا هست و من خیلی دلم میخواست بتونم با دوستی حرف بزنم ....دلم نگرفته ....چه میدونم شایدم گرفته ....ولی راه گلوم بسته هست ....کسی که بتونم باهاش از روزمرگی هام بگم از حرفای بزرگ و مهم گرفته تاااا پیش پا افتاده ترین حرف ها مثل امروز ناهار چی درست کنم یا حتی بنظرت این رنگ لاک خوبه....اینکه سلیقت تنهایی خرج بشه و کسی نباشه که نظر بده و .......ولش کن خل شدم نصفه شبی.....هنوز به تنهایی عادت نکردم ....چقدر سرم درد میکنه و البته پام ....اینا حرفای گریه داری نیستا ولی نمیدونم چرا دارم گریه میکنم.............اشک های لعنتی من نباید گریه کنم نباید.............................بابا بازم حالش بد شده .......چقدر میترسم ..........

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۱
sa me

نظرات  (۱)

۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۲۴ چشم به راهم ...
تنهایی خوب نیست...لطفا این تنهایی رو دور بزنید.. فک کنم شما بتونید!
پاسخ:
دوستی مهربان و صادق کمک کرد بهم برای دور زدن این سکوت اجباری با خوندن مطلبم تنها با دو سه جمله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">