روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





95

پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۰۵ ق.ظ

دیشب همون درد همیشگی خیلییییییی شدید ساعت 3 نیمه شب شروع شد کار از کیسه اب گرم و خوردن انواع مسکن ها گذشت از اونجاییکه نیمه شب بود و دسترسی به کسی نداشتم کشان کشان خودمو به جعبه دارو ها رسوندم و طی یک حرکت شجاعانه مسکن را خودم به خودم تزریق کردم تا بعد از یک ساعت حدودای ساعت 4 کمی درد کمتر شد .....امروز صبح زنگ زدم به خواهر شوهر که بیاد و یه مسکن دیگه بهم بزنه ...موقع تزریق بهم میگه چیکار کردی با خودت ببین چقدر کبود شده ...به خودم گفتم اینم یاد میگیرم خیلی زود مثل بقیه چیزایی که باید تنهایی انجامشون بدم....

.

.

پی نوشت:

1:چرا موبایلم چند روزیه خودبه خود خاموش میشه با اینکه شارژش پر هست؟؟؟؟

2:چرا اتل دست انقدر غیر قابل تحمله که من الان دو روزه نبستم؟؟؟؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۳
sa me

نظرات  (۱)

۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۱۸ چشم به راهم ...
احتمالا ویروسی شده و باید فلش بشه
پاسخ:
هنوز وقت نکردم بررسیش کنم...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">