روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی

روزهای بی خاطره

مینویسم خطی ز دلتنگی





98

شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۲۶ ب.ظ

سرم خیلی درد میکنه ...گاهی وقتا سکوت باعث سر دردم میشه ...نمیدونم دلم گرفته یا حالم گرفتست گاهی حرف زدن میتونه یه حال خوب برات ارمغان بیاره و گاهی هم ...دکتر میگفت بابا باید یه شیمی درمانی وسیع و زیاد انجام بده حالش اصلا خوب نیست مامان میگفت با یه خانمی که شوهر اونم سرطان داشته حرف میزده با اشکی که توی چشمای قشنگ مامانم جمع شده بود میگفتش عیبی نداره که همه موهای سر و ابرو و مژه های بابات بریزه عیب نداره که خیلی لاغر بشه فقط خوب بشه ....و اشکش سرازیر شد ...حالا میدونم هم دلم گرفته هم حالم گرفته ...اینکه بخاطر دوست داشتن هات سرزنش بشی ....ولش کن اصلا خوب نیستم ..........کاش بیدار شم و همه اینها کابوس باشه تنهاییام رفتن رضا و ترک کردن ما بیماری سخت بابا ....خدایا شکرت

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۵
sa me

نظرات  (۱)

۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۴۹ چشم به راهم ...
یا من اسمه دوا وذکره شفا ...

الحمدالله کما هو اهله
پاسخ:
و ذکره شفا....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">